الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : شيرازى )
50
صلاة التراويح بين السنة والبدعة ( نماز تراويح سنت يا بدعت ) ( فارسى )
و ديگر اينكه چگونه ممكن است كه جماعت خواندن اين نماز شعار اهل سنت باشد با اينكه شخص خليفه دوم اقرار به بدعت بودن و زائد و اضافى بودن آن دارد و خود خليفه نيز آن را فرادى مىخواند و در تمام زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و أبو بكر و مدتى از خلافت عمر نيز به جماعت خوانده نمىشد و بسيارى از بزرگان اهل سنت مثل مالك و أبو يوسف و برخى از شافعىها به پيروى از شافعى آن را مكروه مىدانند چون شافعى اداى آن را به صورت فرادى بهتر مىدانست ، بنابراين ( طبق گفته سرخسى ) هيچ يك از اينها سنت را قبول ندارند ، چون شعار سنت ( جماعت خواندن نماز تراويح ) را ترك كردهاند ! پس اگر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن را شعار اسلام و سنت قرار نداده و اصحاب نيز آن را شعار سنت فرض نكردهاند ، چگونه و به چه دليلى و از كجا اين قضيه شعار براى سنت شده است كه آنان را از ساير مذاهب اسلامى ممتاز ساخته است ؟ آيا اين از بارزترين مصاديق بدعت نيست ؟ پس چه كسى آن را بدعت قرار داد ؟ بنابراين چگونه اين بدعت را با جماعت خواندن در نمازهاى واجب قياس مىكنند ؟ با اينكه در جماعت گزاردن نمازهاى واجب ترديدى نيست ولى جماعت خواندن نماز تراويح با رأى و اجتهاد و استحسان به وجود آمده زيرا شخص خليفه دوم مىگويد : من معتقدم كه اى كاش همه اين نمازگزاران را به امامت يك امام جماعت وامىداشتم . 3 - موصلى مىگويد : سنت آن است كه ( نماز تراويح ) در صورت امكان به جماعت خوانده شود و اگر حاضرين در مسجد ، جماعت را